ترجمه "sharp" به فارسی
تیز, تند, تیزهوش بهترین ترجمه های "sharp" به فارسی هستند.
Able to cut easily. [..]
-
تیز
adjective adverbpointed, able to pierce easily [..]
This knife is very sharp.
این چاقو خیلی تیز است.
-
تند
adjectivehaving an intense, acrid flavour
There was a sharp tearing sound as my shorts shredded.
صدای تیز و تند پاره شدن شلوار کم بلند شد.
-
تیزهوش
intelligent
but it was hard to think of anything new in a place where so many sharp wits had been at work for so long;
لکن درجائی که این همه مردم تیزهوش اینهمه مدت کار میکردند،
-
ترجمه های کمتر
- دیز
- برنده
- تیزبین
- دقیق
- tiz
- حیله گر
- تيز
- شدید
- نافذ
- زننده
- واضح
- هشیار
- آشکار
- زیرک
- زرنگ
- قاطع
- مشخص
- حاد
- نیشدار
- هویدا
- درست
- فرز
- زبر
- ناهنجار
- دقیقا
- ماهر
- دردآور
- فعال
- زودآموز
- ستهم
- پرخشونت
- پرکنش
- کرکننده
- گوشبر
- هشیارانه
- نامرد
- ناقلا
- کارشناس
- دغل
- دانا
- (آواز) جیغ جیغ زدن
- (باد و سرما) تند
- (خودمانی) شیک
- (زاویه یا خمیدگی و غیره) تند
- (صدا - موسیقی) زیر کردن
- (صدا) زیر
- (عامیانه) خبره
- (عامیانه) شیاد
- (مزه - بو) تند 3
- (موسیقی) نیم پرده زیرتر
- (نور و غیره) درخشان 6
- (گوش یا چشم) تیز 4
- اهل نارو زدن
- با تندی
- با تیزی
- با صدای زیر خواندن
- بران (در برابر: کند blunt یا dull)
- به شدت
- به طور بران 0
- ترش مزه
- تند 0
- تند و تیز
- حقه باز
- خراشنده 5
- خوش لباس 8
- دارای گوشه یا لبه های تیز
- زبردست 3
- زیرتراز حد خوشایند 9
- سخت 1
- سر 1
- سر تیز
- سوزدار 7
- سوزن خیاطی (به ویژه سوزن بسیار تیز) 2
- لبه تیز
- نوک تیز
- پر حرارت
- چالاک 2
- کلاهبردار 4
- گوشخراش 5
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sharp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname. [..]
"Sharp" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sharp در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "sharp"
عباراتی شبیه به "sharp" با ترجمه به فارسی
-
تیزبین · تیزچشم · مواظب · موشکاف · هشیار
-
حاضر جواب بودن
-
آبچلیک تیزدم
-
ترش مزه
-
تا سر حد امکان، بی نهایت، بغایت، کاملا، تا آخرین درجه
-
(موسیقی - این نشان : x یا این نشان : ## به این معنی : نت را دو نیم پرده بالا ببرید) زیر بری دوبرابر
-
(زاویه و غیره) حاد · تند · پر اشتها · پر میل
-
عجله کردن