ترجمه "sharks" به فارسی
کوسهماهیان, کوسه, کوسه گان بهترین ترجمه های "sharks" به فارسی هستند.
sharks
noun
Plural form of shark. [..]
-
کوسهماهیان
fishery related term
-
کوسه
nounYou make sure your father doesn't get eaten by a shark.
شما هم حواستون باشه يک وقت کوسه باباتون رو نخوره.
-
کوسه گان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sharks " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sharks" با ترجمه به فارسی
-
کوسه آبی
-
خرمنکوب
-
کوسه بلعنده سیاهباله
-
(امریکا - خودمانی) زبردست · (جانورشناسی) کوسه ماهی (ماهی های رده ی Chondrichtyes از پره غضروفیان) · (قدیمی) شیادی کردن · تردست · خبره · دغل · شیاد · چیره دست · کلاهبردار · کوسه · کوسه ماهی · گوشبر · گوشبری کردن
-
کوسه راسویی لاغر
-
(جانورشناسی) گاو کوسه (تیره ی Hexanchidae و راسته ی Hexanchiformes)
-
کوسه بلعنده
-
کوسه سیاه دمسرخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن