ترجمه "Shortage" به فارسی
کمبود, کمبود, قحطی بهترین ترجمه های "Shortage" به فارسی هستند.
Shortage
-
کمبود
So Germany will run into a major talent shortage very quickly.
آلمان به زودترین فرصت شاهد کمبود نیروی کارمتخصص خواهد بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Shortage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
shortage
noun
دستور زبان
a lack or deficiency [..]
-
کمبود
nounSo Germany will run into a major talent shortage very quickly.
آلمان به زودترین فرصت شاهد کمبود نیروی کارمتخصص خواهد بود.
-
قحطی
nounBloggers in Malaysia report rumors of rice shortages.
بلاگرها در مالزی از شایعات قحطی برنج خبر می دهند.
-
کسری
noun
-
ترجمه های کمتر
- مضیقه
- تنگیابی
- كميابي
- نایابی
- کمداشت
- خشکسالی
- تنگ سالی
- قحط و غلا
- کمیابی و گرانی
عباراتی شبیه به "Shortage" با ترجمه به فارسی
-
ملزومات کار · نيازهاي نيروي كار
-
دسترسي غذا · عرضه غذا · کمبودهای غذایی
-
کمبودها · کمبودها (موازنه عرضه)
-
کسری نقدی
-
کمبود نیروی کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن