ترجمه "shortcoming" به فارسی
عیب, کاستی, کمبود بهترین ترجمه های "shortcoming" به فارسی هستند.
shortcoming
noun
دستور زبان
deficiency [..]
-
عیب
noun -
کاستی
Heh, what a fitting metaphor for this office's shortcomings.
برای کاستی های این اداره چه تعبیر مناسبیه
-
کمبود
Basically Paul is right: Being a woman corresponds to a shortcoming.
اساسا پل حق داره که میگه زن بودن به یه کمبود برمی گرده
-
ترجمه های کمتر
- نقص
- قصور
- آگ
- شین
- نقطه ی ضعف
- نکته ضعف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shortcoming " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Shortcoming
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Shortcoming" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shortcoming در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن