ترجمه "Smith" به فارسی
اسمیت, زرگر, آهنگر بهترین ترجمه های "Smith" به فارسی هستند.
Smith
proper
noun
دستور زبان
An English surname (the most common in Britain, the United States, Canada, Australia, and New Zealand). [..]
-
اسمیت
propertransliterations of the name Smith [..]
Of the three candidates, I think Mr Smith is the best.
از این سه نامزد، من فکر میکنم آقای اسمیت بهترین است.
-
زرگر
nounsurnames derived from the equivalents of “smith”
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Smith " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
smith
verb
noun
دستور زبان
A craftsperson who works metal into desired forms using a hammer and other tools, sometimes heating the metal to make it more workable, especially a blacksmith. [..]
-
آهنگر
nounThe blood stained smith stood beside him with a gloomy face.
و آن آهنگر خونآلود هم با قیافه عبوس کنار او ایستاده بود.
-
آدم اسمیت (اقتصاددان اسکاتلندی)
-
آهنگر (blacksmith یا ironsmith هم می گویند)
-
فلزکار (معمولا در ترکیب)
عباراتی شبیه به "Smith" با ترجمه به فارسی
-
سیب گرانی اسمیت (که سبز رنگ و کمی ترش مزه است)
-
آنا نیکول اسمیت
-
جیمی اسمیت
-
کارسون مکالرز (نویسنده ی امریکایی)
-
آدام اسمیت
-
جرج پاتن (سردار امریکایی)
-
مامور اسمیت
-
ویل اسمیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن