ترجمه "Spawn" به فارسی

گسترش دادن، بوجود آوردن, اشپل, تخمریزی بهترین ترجمه های "Spawn" به فارسی هستند.

Spawn
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گسترش دادن، بوجود آوردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Spawn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

spawn verb noun دستور زبان

(transitive) To produce or deposit (eggs) in water. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشپل

    the numerous eggs of an aquatic organism

  • تخمریزی

    to produce or deposit (eggs) in water

  • توله

    noun

    Bolg, spawn of Azog the Defiler.

    بولگ ، توله ي آزوگ متجاوزگر.

  • ترجمه های کمتر

    • بذر
    • اووسيتها
    • تخمريزيكردن
    • تخمكها
    • تخمکها
    • خاویار
    • میسلیوم
    • نخينهها
    • اولاد
    • (به ویژه به تعداد زیاد - تداعی منفی) ایجاد کردن
    • (به ویژه ماهی) تخم ریزی کردن
    • (ماهی و قورباغه و نرم تنان و سخت - پوستان) تخم
    • به وجود آوردن
    • بچه زایی کردن
    • تخم و ترکه
    • تخمك جانوری
    • جلینه ی قارچ (که برای خوردن کشت می شود)
    • زاد و رود
    • منطقه شفاف
    • موجب شدن
    • هاگ مولد

تصاویر با "Spawn"

عباراتی شبیه به "Spawn" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Spawn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه