ترجمه "spaying" به فارسی
ااوافورکتومی, تخمدانبرداری بهترین ترجمه های "spaying" به فارسی هستند.
spaying
noun
verb
دستور زبان
Present participle of spay. [..]
-
ااوافورکتومی
-
تخمدانبرداری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spaying " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spaying" با ترجمه به فارسی
-
(جانور ماده به ویژه سگ و گربه) اخته کردن · اخته کردن · تخمدان ها را درآوردن · عقیم کردن · نازا کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن