ترجمه "Spite" به فارسی

کینه, زلیفن, لج بهترین ترجمه های "Spite" به فارسی هستند.

spite verb noun adposition دستور زبان

Ill will or hatred toward another, accompanied with the disposition to irritate, annoy, or thwart; a desire to vex or injure; petty malice; grudge; rancor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کینه

    noun

    ill-will or hatred toward another; a desire to vex or injure

    He would understand a free man, whom German mediocrity was pursuing with its spite and trying to crush.

    میتوانستمرد آزادهای را که ابتذال مردم آلمان بدو کینه میورزید و میکوشید خردش کند دریابد.

  • زلیفن

    noun

    ill-will or hatred toward another; a desire to vex or injure

  • لج

    noun

    all of this, everything she's doing, it's to spite me

    اون اينكارهارو مي كنه تا لج منو در بياره

  • ترجمه های کمتر

    • غرض
    • بغض
    • عناد
    • سم
    • بدخواهی
    • بداندیشی
    • فلاکت
    • زهر
    • (با کسی) لج بودن
    • (مهجور) هر چیز زننده
    • بد خواهی
    • رجوع شود به dislike
    • رجوع شود به hate 5 - غرض ورزی کردن
    • کینه توزی
    • کینه توزی کردن
    • کینه ورزیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Spite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Spite" با ترجمه به فارسی

  • بدخواه · غرض ورز · مغرض · کینه توز
  • بداندیشی · بدخواهی · بغض · زهر · سم · عداوت · عناد · لج · لجاجت · کینه · کینه توزی
  • حلاف خرد · خلاف عقل، با همه نهی عقل، با وجود نهیب عقل
  • هر چند
  • بدخواه · غرض ورز · مغرض · کینه توز
  • هر چند
اضافه کردن

ترجمه های "Spite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه