ترجمه "Sponsorship" به فارسی

اسپانسر بودن, ضمانت, اسپانسرینگ بهترین ترجمه های "Sponsorship" به فارسی هستند.

Sponsorship
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپانسر بودن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Sponsorship " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

sponsorship noun دستور زبان

(uncountable) The state or practice of being a sponsor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضمانت

    noun

    An advertiser's association with a Web site that can involve financial or material support in return for increased visibility perceived advantage over run-of-site advertising and a targeted audience.

    Do you wish to enter the Brotherhood of Freemasons under my sponsorship?

    آیا شما میل دارید که به ضمانت من به انجمن اخوت فراماسونها وارد شوید؟

  • اسپانسرینگ

  • اعانت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تکفل
    • سمت کسی که پد ریا مادر تعمیدی میشود
    • عهده گیری
اضافه کردن

ترجمه های "Sponsorship" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه