ترجمه "sponsored" به فارسی

هدش تنامض ترجمه "sponsored" به فارسی است.

sponsored verb

Simple past tense and past participle of sponsor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هدش تنامض

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sponsored " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sponsored" با ترجمه به فارسی

  • حامی پروژه · حامی پروژه، بنیانگذار پروژه، عامل اتصال مستقیم مدیر پروژه با مدیریت سازمان
  • (برنامه ی رادیو وتلویزیون و گردهمایی های ورزشی و غیره - شخص یا شرکتی که برای تبلیغ · بانی · برپاکننده · برپاگر · بنداد · بنداد کردن · بندادگر · بندادگری کردن · حامی مالی · دهشگری کردن · رجوع شود به godmother · ضامن · متعهد · مشتری شدن · همه یا بخشی از هزینه را می پردازد) دهشگر · پایندان · پذیرفتار
  • سایت حامی
  • تیم سرمایه گذار پروژه
  • مسئولیت پذیری
  • حامی · حامی مالی
  • دامنه سطحبالای ضمانت شده
  • (برنامه ی رادیو وتلویزیون و گردهمایی های ورزشی و غیره - شخص یا شرکتی که برای تبلیغ · بانی · برپاکننده · برپاگر · بنداد · بنداد کردن · بندادگر · بندادگری کردن · حامی مالی · دهشگری کردن · رجوع شود به godmother · ضامن · متعهد · مشتری شدن · همه یا بخشی از هزینه را می پردازد) دهشگر · پایندان · پذیرفتار
اضافه کردن

ترجمه های "sponsored" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه