ترجمه "Spontaneous" به فارسی
خودجوش, خود جوش، داوطلبانه، ناگهانی, خودجوش بهترین ترجمه های "Spontaneous" به فارسی هستند.
Spontaneous
-
خودجوش
Napoleon had commanded that once a week there should be held something called a Spontaneous Demonstration
ناپلئون حکم کرده بود که هفتهای یک بار مراسمی موسوم به تظاهرات خودجوش برپا گردد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Spontaneous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
spontaneous
adjective
دستور زبان
Self generated; happening without any apparent external cause. [..]
-
خود جوش، داوطلبانه، ناگهانی
adjectiveSudden, without warning
-
خودجوش
everything was better than a spontaneous indifference in him.
هر چیزی ار بیتفاوتی خودجوش لایدگیت بهتر بود.
-
خودانگیخته
tend to be curious, creative, spontaneous, energetic —
کنجکاو، خلاق، خودانگیخته، و پر انرژی هستن —
-
ترجمه های کمتر
- خودبخود
- خودانگیز
- آنی
- بلامقدمه
- خودآیند
- فوری
- (گیاه) خودروی
- بی شایبه
- بی چون و چرا
- فی البدیهه
- هر کاری یا عملی که بدون برنامه ریزی قبلی و فی البداهه انجام شود
عباراتی شبیه به "Spontaneous" با ترجمه به فارسی
-
دورگهگيري خودبهخودي · دورگهگیری طبیعی · هیبریداسیون طبیعی
-
دورگهگيري خودبهخودي
-
آلوپلوييدي · پليپلوييدسازي خودبهخودي · پليپلوييدها · پلیپلوییدی
-
خود انگیختگی · خودآیندی · خودبخودی · خودجوشی · عمل یا حرکت خودانگیخته
-
شکافت خود به خود
-
آتش گیری خود به خود · احتراق خودبخود · افروزش خودانگیز
-
(امروزه مردود) به وجود آمدن جاندار از هیچ · خودزایی · نازیست زایی · نظریه خلقالساعه
-
بطیب خاطرر · خودبخود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن