ترجمه "spontaneously" به فارسی

خودبخود, بطیب خاطرر بهترین ترجمه های "spontaneously" به فارسی هستند.

spontaneously adverb دستور زبان

In a spontaneous manner; naturally; voluntarily. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودبخود

    The opportunities for spontaneity are obviously lacking below ground.

    مسلمه که اين پايين فرصت انگيزش خودبخود ، بسيار کمه

  • بطیب خاطرر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spontaneously " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spontaneously" با ترجمه به فارسی

  • دورگهگيري خودبهخودي · دورگهگیری طبیعی · هیبریداسیون طبیعی
  • دورگهگيري خودبهخودي
  • آلوپلوييدي · پليپلوييدسازي خودبهخودي · پليپلوييدها · پلیپلوییدی
  • (گیاه) خودروی · آنی · بلامقدمه · بی شایبه · بی چون و چرا · خود جوش، داوطلبانه، ناگهانی · خودآیند · خودانگیخته · خودانگیز · خودبخود · خودجوش · فوری · فی البدیهه · هر کاری یا عملی که بدون برنامه ریزی قبلی و فی البداهه انجام شود
  • خود انگیختگی · خودآیندی · خودبخودی · خودجوشی · عمل یا حرکت خودانگیخته
  • خودجوش
  • شکافت خود به خود
  • آتش گیری خود به خود · احتراق خودبخود · افروزش خودانگیز
اضافه کردن

ترجمه های "spontaneously" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه