ترجمه "Substitution" به فارسی
جانشین سازی, جانشینی, تبدیل بهترین ترجمه های "Substitution" به فارسی هستند.
Substitution
-
جانشین سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Substitution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
substitution
noun
دستور زبان
(chemistry) (especially in organic chemistry) the replacement of an atom, or group of atoms, in a compound, with another [..]
-
جانشینی
nounNo. I will retain my post of mistress till you get a substitute.
نه، من به کار خودم ادامه خواهم داد تا این که جانشینی برای من پیدا کنید.
-
تبدیل
Then draw down your hat, sire, that he may not discover the substitution.
گفت: پس کلاه خود را پایین آورید تا ملتفت تبدیل نگردد.
-
جانشاني
-
ترجمه های کمتر
- تعویض
- جانشین سازی
- عوض و بدل سازی
عباراتی شبیه به "Substitution" با ترجمه به فارسی
-
استويوزيد · توماتين · جايگزينهاي قند · شیرینکنندهها · پريلارتين
-
جای چیز دیگر گذاشته شده · عوضی
-
جانشین · عوض و بدل پذیر · قادر به جانشینی · وابسته به جانشین سازی یا جانشینی
-
علی البدل · عوض
-
محصولات جایگزین
-
غذامانندها · غذاهاي بدلي · غذاهاي جايگزين · غذاهاي ساختگي · غذاهاي مصنوعي · غذاهای شبیهسازیشده
-
جایگزینهای شیر · سفيدكنندههاي قهوه
-
جایگزینهای قهوه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن