ترجمه "Time" به فارسی

زمان, وقت, ساعت بهترین ترجمه های "Time" به فارسی هستند.

Time

An HRM Self Service application. Employees can use it to submit timecards vacation requests and review their leave balances. [..]

ترجمه خودکار " Time " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"Time" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Time در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ترجمه با املای جایگزین

time verb noun interjection دستور زبان

(uncountable) The inevitable progression into the future with the passing of present events into the past. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمان

    noun

    youth or young adulthood [..]

    He hurried on to make up for lost time.

    او عجله کرد تا زمان از دست رفته را جبران کند.

  • وقت

    noun

    particular moment or hour [..]

    It's a waste of time to stay longer.

    بیشتر از این ماندن وقت تلف کردن است.

  • ساعت

    noun

    numerical indication of a particular moment in time [..]

    Give yourselves a treat and ask Woz if he happens to have the correct time.

    اگه ميخوايد يه نمايش جالب ببينيد از واز بپرسيد ساعت دقيقا چنده.

  • ترجمه های کمتر

    • بار
    • موقع
    • دفعه
    • هنگام
    • مرتبه
    • دوران
    • اوان
    • مدت
    • گاه
    • روزگار
    • فرصت
    • عصر
    • دیرند
    • zman
    • زروان، دهر، روزگار
    • مجال، فرصت، جا، زمان
    • زمانی
    • زمانه
    • ساعتی
    • ایام
    • نوبت
    • عمر
    • Time
    • کش
    • زماندار
    • عهده
    • وهله
    • vaqt
    • zamân
    • پسا
    • قسطی
    • کرت
    • (جمع) ضربدر
    • (طول مدت چیزی را) سنجیدن
    • (معمولا جمع) دوران
    • (موسیقی) ضرب
    • - برابر
    • ادوار (دوره)
    • اوقات
    • بعد زمان
    • بعد چهارم
    • تطبیق کردن (از نظر زمان) 5
    • دوران خدمت نظام
    • دوران زندان 1
    • دوران زندگی
    • رجوع شود به timeout 2
    • زمان بندی کردن 4
    • زمان سنجی کردن
    • زمان چیزی را تعیین یا تنظیم کردن
    • سرعت سنجی کردن 6
    • فاصله ی ضربی
    • مدت دار
    • همزمان کردن
    • وابسته به زمان
    • پاس 0
    • پستا 3

عباراتی شبیه به "Time" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Time" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه