ترجمه "Trainer" به فارسی
مربی, مربّی, مربی بهترین ترجمه های "Trainer" به فارسی هستند.
Trainer
-
مربی
They are sticks in the hands of a clever villain, a trainer of animals.
چماقهائی میباشن که یک نفر قلتبان باهوش، یک نفر مربی حیوونات او نهارا بکار می بره!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Trainer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
trainer
noun
دستور زبان
a person who trains another; a coach [..]
-
مربّی
Someone who trains athletes.
-
مربی
They are sticks in the hands of a clever villain, a trainer of animals.
چماقهائی میباشن که یک نفر قلتبان باهوش، یک نفر مربی حیوونات او نهارا بکار می بره!
-
ارمگان
-
ترجمه های کمتر
- فرهیختگر
- پروردگر
- (آموزش خلبانی و غیره) آموزشیار
- (دستگاه یا هواپیما) مشقی
- تربیت کننده ی حیوانات (اهلی یا سیرک و غیره)
- تعلیم دهنده
- هواپیمای آموزشی
- کفش ورزشی
تصاویر با "Trainer"
عباراتی شبیه به "Trainer" با ترجمه به فارسی
-
اسکیواره
-
درمانگر ورزشی امدادگر ورزشی
-
کفش ورزشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن