ترجمه "traineeship" به فارسی

کارآموزی, کارورزی, بورس کارآموزی بهترین ترجمه های "traineeship" به فارسی هستند.

traineeship noun دستور زبان

The condition of, or the time served by, a trainee; training. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارآموزی

  • کارورزی

    noun
  • بورس کارآموزی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " traineeship " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "traineeship" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه