ترجمه "Translation" به فارسی
ترجمه, ترجمه, انتقال بهترین ترجمه های "Translation" به فارسی هستند.
-
ترجمه
nounTranslation is like a woman. If it is beautiful, it is not faithful. If it is faithful, it is most certainly not beautiful.
ترجمه مانند زن است. اگر زیبا باشد، وفادار نیست. اگر وفادار باشد، مطمئناً زیبا نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Translation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(uncountable) The act of converting or translating (text from one language to another). [..]
-
ترجمه
nounact of translating between languages [..]
You'd rather translate sentences than chat with me.
شما ترجیح می دادید جملات را ترجمه نمائید، تا اینکه با من گپ بزنید.
-
انتقال
in Euclidean geometry, a function that moves every point a constant distance in a specified direction
-
برگردان
verb nounYou think he can't fall in love,' said Kitty, translating into her own language.
کیتی افکار او را به زبان خود برگرداند: تو فکر میکنی که سرگی ایوانیچ نمیتواند عاشق بشود.
-
ترجمه های کمتر
- نقل
- ویچار
- یچواک
- یچوه
- رله
- جابهجایی
- (تلگراف و رادیو و غیره) باز فرستی
- باز فرست
- ترجمان (ترگمان)
- حرکت انتقالی
تصاویر با "Translation"
عباراتی شبیه به "Translation" با ترجمه به فارسی
-
ترجمه ماشینی
-
ترجمان · ترگمان · تعبیر کننده · دیلماج · مترجم · مجرتم · مفسر · یچوه گر
-
علم کاربردیسازی
-
تسعیر ارز خارجی
-
سیستم های پردازش عملیات (رویدادها)
-
(به زبان دیگر) برگرداندن · (قدیمی)مسحور کردن · (مذهبی) یکسره به بهشت رفتن (بدون مردن) · (مطران را) منتقل کردن · (مکانیک) دارای حرکت انتقالی کردن · (پیام تلگرافی و غیره) باز فرستی کردن · به طرز دیگر بیان کردن · تبدیل کردن · ترافرست کردن (transfer هم می گویند) · ترجمه شدن · ترجمه كردن · ترجمه کردن · تعبیر کردن · تغییر ماموریت دادن · تغییر مکان دادن · دوباره مخابره کردن · رله کردن · رمشاندن · قابل ترجمه بودن · مدهوش کردن · منتقل کردن · ویچاردن · یچواک کردن
-
مطالعات ترجمه
-
ترجمه رسمی