ترجمه "Vividness" به فارسی
روشنی, سرزندگی, نیرومندی بهترین ترجمه های "Vividness" به فارسی هستند.
vividness
noun
دستور زبان
The quality or state of being vivid. [..]
-
روشنی
nounThis awesome event possibly takes place at night, making it especially vivid.
به احتمال زیاد، این رویدادِ حیرتآور هنگام شب رخ میدهد تا به روشنی مشاهده شود.
-
سرزندگی
-
نیرومندی
nounI've unfortunately got a vivid imagination.
بدبختانه من هوش و حافظه خیلی نیرومندی دارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Vividness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Vividness" با ترجمه به فارسی
-
(تخیل و تصور و غیره) قوی · (حافظه و غیره) واضح · (رنگ و نور و غیره) درخشان · آشکار · تصویری · جان آفرین · جانمند · خوش رنگ · روشن · زنده · سرزنده · صریح · فعال · مصور · واقعی · پرتکاپو · پرشور و نشاط · پویا
-
(تخیل و تصور و غیره) قوی · (حافظه و غیره) واضح · (رنگ و نور و غیره) درخشان · آشکار · تصویری · جان آفرین · جانمند · خوش رنگ · روشن · زنده · سرزنده · صریح · فعال · مصور · واقعی · پرتکاپو · پرشور و نشاط · پویا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن