ترجمه "Vote" به فارسی

ووتیک, رای, رأی بهترین ترجمه های "Vote" به فارسی هستند.

Vote noun دستور زبان

A person from Votia or of Votic descent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ووتیک

    noun

    person of Votic descent

  • رای

    You're not really going to vote for Tom, are you?

    تو که واقعا نمی خواهی به تام رای دهی. می خواهی؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Vote " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

vote verb noun دستور زبان

A formalized choice on matters of administration or other democratic activities. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رأی

    noun

    formalised choice

    Who did you vote for in the election?

    به چه کسی در این انتخابات رأی دادی؟

  • رای دادن

    Verb verb

    assert a formalised choice

    The Bolivian people are continuing to vote with enthusiasm.

    مردم بولیویایی با اشتیاق درحال رای دادن هستند

  • رای

    You're not really going to vote for Tom, are you?

    تو که واقعا نمی خواهی به تام رای دهی. می خواهی؟

  • ترجمه های کمتر

    • آرا
    • قرعه
    • تعرفه (ballot هم می گویند)
    • حق رای
    • نظر یا خواسته ی خود را بیان کردن
    • ورقه رای
    • ورقه ی رای

تصاویر با "Vote"

عباراتی شبیه به "Vote" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Vote" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه