ترجمه "votary" به فارسی
هواخواه, راهب, راهبه بهترین ترجمه های "votary" به فارسی هستند.
votary
adjective
noun
دستور زبان
A person, such as a monk or nun, who lives a religious life according to vows they have made [..]
-
هواخواه
-
راهب
-
راهبه
-
ترجمه های کمتر
- سوگندی
- متدین
- پارسا
- کاهن
- (مذهب و غیره) پیرو پروپا قرص
- طرفدار (votarist هم می گویند)
- قسم خورده
- همراه با سوگند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " votary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن