ترجمه "voting" به فارسی
رایگیری, ورقه رای بهترین ترجمه های "voting" به فارسی هستند.
voting
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of vote. [..]
-
رایگیری
method for a group such as a meeting or an electorate to make a decision or express an opinion
The agreement stated that women wouldn't be allowed to cast their votes in the said polling station.
در این توافقنامه آمده بود زنان اجازه ندارند رایهای خود را حوزههای رایگیری گفته شده بریزند.
-
ورقه رای
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "voting" با ترجمه به فارسی
-
رای متحد
-
رأی انتقالپذیر
-
شکست دادن · مغلوب ساختن
-
رای · ووتیک
-
(امریکا) دستگاه خودکار رای گیری
-
رای رئیس جلسه هنگامی که آرای طرفین مساوی باشد · رای سرنوشت ساز · رای قاطع
-
نظام نخستنفری
-
رأی بیاثر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن