ترجمه "Voyage" به فارسی

سفر, سفر, مسافرت بهترین ترجمه های "Voyage" به فارسی هستند.

Voyage
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفر

    noun

    buried her nose in Voyages with Vampires again.

    دوباره سرگرم خواندن کتاب سفر دریایی با خونآشامها شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Voyage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

voyage Verb verb noun دستور زبان

A long journey; especially by ship. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفر

    noun

    long journey; especially by ship

    The first thing he would do would be to describe the voyage of the treasure hunters.

    نخستین چیزی که خواهد نوشت شرح سفر جویندگان گنج خواهد بود.

  • مسافرت

    noun

    I am not going to relate that voyage in detail.

    من در شرح این مسافرت به تفصیل نمیپردازم و از ذکر جزئیات آن در میگذرم.

  • سفرنامه

    Cosette will arrange your books for you, your Voyages of Captain Cook and the other, Vancouver's and all your affairs.

    کوزت برای شما، کتابهاتان را، سفرنامه کاپی تن کوکتان را، کتابهای دیگرتان را، کتاب وانکوورتان را، همه اسباب کارتان را آنجا خواهد چید.

  • ترجمه های کمتر

    • (به ویژه دریایی - معمولا طولانی) سفر
    • سفر فضایی
    • سفر هوایی
    • سفر کردن

عباراتی شبیه به "Voyage" با ترجمه به فارسی

  • مسافر دریا
  • (فرانسه) سفر به خیر · به سلامت · خدا به همراه · سفر بهخير
  • (فرانسه) سفر به خیر · به سلامت · خدا به همراه · سفر بهخير
اضافه کردن

ترجمه های "Voyage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه