ترجمه "voyager" به فارسی
مسافر دریا ترجمه "voyager" به فارسی است.
voyager
noun
دستور زبان
A person who voyages, traveller, a person who explores new lands and worlds. [..]
-
مسافر دریا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voyager " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "voyager"
عباراتی شبیه به "voyager" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه دریایی - معمولا طولانی) سفر · سفر · سفر فضایی · سفر هوایی · سفر کردن · سفرنامه · مسافرت
-
(فرانسه) سفر به خیر · به سلامت · خدا به همراه · سفر بهخير
-
سفر
-
(به ویژه دریایی - معمولا طولانی) سفر · سفر · سفر فضایی · سفر هوایی · سفر کردن · سفرنامه · مسافرت
-
(به ویژه دریایی - معمولا طولانی) سفر · سفر · سفر فضایی · سفر هوایی · سفر کردن · سفرنامه · مسافرت
-
(به ویژه دریایی - معمولا طولانی) سفر · سفر · سفر فضایی · سفر هوایی · سفر کردن · سفرنامه · مسافرت
-
(به ویژه دریایی - معمولا طولانی) سفر · سفر · سفر فضایی · سفر هوایی · سفر کردن · سفرنامه · مسافرت
-
(به ویژه دریایی - معمولا طولانی) سفر · سفر · سفر فضایی · سفر هوایی · سفر کردن · سفرنامه · مسافرت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن