ترجمه "Wellington" به فارسی

ولینگتون, گالش, ولینگتون بهترین ترجمه های "Wellington" به فارسی هستند.

Wellington noun proper دستور زبان

Any of several places in Herefordshire, Shropshire, and Somerset. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ولینگتون

    proper

    capital of New Zealand

    Wellington perceived it, and thought of his cavalry.

    ولینگتون این نکته را دریافت و به فکر سواره نظامش افتاد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Wellington " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

wellington noun دستور زبان

Alternative spelling of Wellington (the boot). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گالش

    noun
  • ولینگتون

    proper

    Wellington perceived it, and thought of his cavalry.

    ولینگتون این نکته را دریافت و به فکر سواره نظامش افتاد.

  • شهر ولینگتن (پایتخت زلاند نو)

  • ترجمه های کمتر

    • نوعی بازی گنجفه .
    • ولینگتن (سردار و دولتمرد انگلیسی)
    • چکمه دهان گشاد
    • چکمه ی بلند
    • چکمه ی ولینگتن

تصاویر با "Wellington"

عباراتی شبیه به "Wellington" با ترجمه به فارسی

  • چکمه
  • فیله ی گاو که کمی برشته باشد و سپس در لایه ای از خمیر و غیره پیچیده شده و در فر طبخ گردد
اضافه کردن

ترجمه های "Wellington" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه