ترجمه "wellness" به فارسی

تندرستی, سلامت, سلامتی بهترین ترجمه های "wellness" به فارسی هستند.

wellness noun دستور زبان

the quality or state of being in good health [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندرستی

    noun

    We love them, and we pray for the well-being of their families.

    ما آنها را دوست داریم و برای تندرستی خانواده های آنها دعا می کنیم.

  • سلامت

    noun

    To wish me well before I leave for home.

    . برام آرزوي سلامت کرد قبل از اينکه به خونه برم

  • سلامتی

    Next day Frodo woke early, feeling refreshed and well.

    روز بعد فرودو صبح زود از خواب برخاست و احساس نشاط و سلامتی کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • حال
    • بهبودی
    • نیکی
    • خوبی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wellness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wellness" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wellness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه