ترجمه "abed" به فارسی

بستری, در بستر, در تختخواب بهترین ترجمه های "abed" به فارسی هستند.

abed adverb دستور زبان

In bed, or on the bed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستری

  • در بستر

    they lay abed in the morning,rejoicing, Pretty nice not to have to get up and get down to breakfast,heh?

    صبح را در بستر ماندند و خوشحالی میکردند که: حسنش این است که مجبور نیستیم از خواب بیدار شویم و برویم سر صبحانه، مگر نه؟.

  • در تختخواب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abed" با ترجمه به فارسی

  • حرارت مطلق (مخفف : absolute temperature) · رجوع شود به ab
  • ab
    بطنی · شکمی
  • AB
    (بیس بال) تعداد ضربه · ایالت آلبرتا (در کانادا) · لیسانس علوم انسانی
  • شینزو آبه
  • ادم خواب الود · خوابَکی
  • Abe
    ابراهیم
  • abs
    عضلات شکمی
  • ab-
    از · دور · دور از · پیشوند: بر کنار از
اضافه کردن

ترجمه های "abed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه