ترجمه "ab-" به فارسی

از, دور, دور از بهترین ترجمه های "ab-" به فارسی هستند.

ab- Prefix

from or of: aboriginal (of the beginning); absorb (from + sucking in) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از

    adposition

    I ain't a going out, till you've been long abed.

    به هر حال وقتی من از خانه بیرون میرم که تو هفت پادشاه را به خواب دیدهای.

  • دور

    adjective noun adverb

    he shook his head, then seeing Abe he came over.

    سرش را به علامت مخالفت دور گرداند، سپس به سوی ایب آمد.

  • دور از

  • پیشوند: بر کنار از

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ab- " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ab-" با ترجمه به فارسی

  • حرارت مطلق (مخفف : absolute temperature) · رجوع شود به ab
  • بستری · در بستر · در تختخواب
  • ab
    بطنی · شکمی
  • AB
    (بیس بال) تعداد ضربه · ایالت آلبرتا (در کانادا) · لیسانس علوم انسانی
  • شینزو آبه
  • ادم خواب الود · خوابَکی
  • Abe
    ابراهیم
  • abs
    عضلات شکمی
اضافه کردن

ترجمه های "ab-" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه