ترجمه "aborigine" به فارسی

بومی, قدیم, (با A بزرگ) بومی استرالیا بهترین ترجمه های "aborigine" به فارسی هستند.

aborigine noun دستور زبان

An aboriginal inhabitant of a country. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بومی

    adjective

    Let us see the natives in their aboriginal condition.'

    باید امشب گروهی از مردم بومی را در حال طبیعی و زندگی عادی دید.

  • قدیم

    noun

    tiger yellow complexion peculiar to some of the aboriginal natives of the Manillas

    زرد پلنگی بودند که خاص برخی از بومیان قدیم مانیلاست

  • (با A بزرگ) بومی استرالیا

  • ترجمه های کمتر

    • جانور یا گیاه بومی
    • ساکن اصلی
    • ساکن اولیه
    • هر یک از ساکنان اولیه ی یک ناحیه
    • گیاه بومی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aborigine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Aborigine noun دستور زبان

An individual aboriginal Australian. [..]

+ اضافه کردن

"Aborigine" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Aborigine در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "aborigine" با ترجمه به فارسی

  • هزینه اولیه
  • آغازین · اصل نخستین · اولیه · باستانی · بدوی، آغازی، اولیه · بسیار قدیمی · بومی · خاستگاهی · ساکن اولیه · ساکنان اولیه · سکنه ی اصلی · قدیم · وابسته به بومیان به ویژه بومیان استرالیا · پیشین · گیاه بومی · گیاه یا حیوان اولیه ی هر ناحیه
  • اهالی قدیم · بومیها · جانوران و گیاهان بومی · سکنه اولیه
اضافه کردن

ترجمه های "aborigine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه