ترجمه "abrasive" به فارسی
ساینده, سمباده, تراشنده بهترین ترجمه های "abrasive" به فارسی هستند.
abrasive
adjective
noun
دستور زبان
Producing abrasion; rough enough to wear away the outer surface. [..]
-
ساینده
adjectiverough and coarse in manner or disposition [..]
-
سمباده
nounsubstance used for cleaning, smoothing, or polishing
-
تراشنده
noun
-
ترجمه های کمتر
- ناهنجار
- خشن
- خراشیدگی
- ساينده
- سایا
- خورنده
- آزردگی آور
- خشم انگیز
- دلخوری آور
- رنجش آور
- سایش گر
- صیقلی کننده
- فرسایش گر
- ماده ی ساینده
- ماده ی صیقل دهنده
- هر چیز ساینده یا خراشنده (مثل سنباده)
- پاک کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abrasive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abrasive" با ترجمه به فارسی
-
تراشنده
-
(بیشتر در مورد پوست بدن) خراشیدگی · آزردگی · حک · خراش · خوردگی پوست یامخاط · رنجش · ریش شدن · زدگی · ساب شست · سایش · ساییدگی · شست و ساب · فرسایش · نخ نماشدگی
-
خراش قرنیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن