ترجمه "abreast" به فارسی

برابر, (معمولا با of یا with) پهلو به پهلو, آگاه به آخرین اطلاعات بهترین ترجمه های "abreast" به فارسی هستند.

abreast adjective adverb adposition دستور زبان

Informed, well-informed, familiar, acquainted [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برابر

    adjective
  • (معمولا با of یا with) پهلو به پهلو

  • آگاه به آخرین اطلاعات

  • ترجمه های کمتر

    • در جهت هم
    • در کنار هم
    • رو به جلو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abreast " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "abreast" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه