ترجمه "abroad" به فارسی
خارج, خارجه, برون بهترین ترجمه های "abroad" به فارسی هستند.
abroad
adverb
adjective
noun
adposition
دستور زبان
(neologism) countries or lands abroad [..]
-
خارج
nounWe're going to travel abroad this summer.
ما می خواهیم این تابستان به خارج سفر کنیم.
-
خارجه
adjectivehave i she�s been abroad for a year
نيستم يک سال که خارجه
-
برون
adverb
-
ترجمه های کمتر
- برون مرز
- به طور گسترده
- خارج از منزل
- خارج از کشور
- در سفر
- در همه جا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abroad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Abroad
-
خارج از كشور
why dont we go abroad thats a great idea
چرا خارج از كشور نميريم اين نظره عاليه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن