ترجمه "abrupt" به فارسی
تند, ناگهانی, خشن بهترین ترجمه های "abrupt" به فارسی هستند.
abrupt
adjective
verb
noun
دستور زبان
Extremely steep or craggy as if broken up; precipitous. [..]
-
تند
adjective adverb -
ناگهانی
but his movement seemed to trigger another abrupt change in Mr. Crouch
اما حرکت ناگهانی هری باعث تغییر رفتاری سریع آقای کرواچ شد.
-
خشن
adjectiveLooking about her in her abrupt, rather masculine way.
و با آن حرف زدن خشن خودش به یکی از دخترهای فروشنده میگوید.
-
ترجمه های کمتر
- ناگهان
- بریده
- زننده
- شدیداللحن
- بلامقدمه
- ناغافل
- پرشیب
- نامربوط
- غیرمنتظره
- آنی
- (زمین شناسی) پرتگاه مانند
- بسیار سراشیب
- بی تشریفات
- بی خبر
- تند (شیب)
- حاضر جواب
- خارج از نزاکت
- خشن گفتار
- درهم و برهم
- پرتگاه مانند
- گستاخ در سخن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abrupt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abrupt" با ترجمه به فارسی
-
دکولمان جفت
-
(پزشکی) جدا شدن ناگهانی جفت جنین از زهدان · انتزاع · بریدگی · جدایی پیش رس جفت · قطع ناگهانی
-
تندی · تیزجوابی · حاضرجوابی · شدت · شدت لحن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن