ترجمه "abruptly" به فارسی

ناگهان, بتندی, بدخبر بهترین ترجمه های "abruptly" به فارسی هستند.

abruptly adverb دستور زبان

In an abrupt manner; without giving notice, or without the usual forms; suddenly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناگهان

    adverb

    He broke off abruptly, and could not add another word.

    او ناگهان توقف کرد و دیگر نتوانست کلمهای بر زبان راند.

  • بتندی

  • بدخبر

  • ترجمه های کمتر

    • به یک باره
    • بیگاه
    • غیرمنتظره
    • یه دفعه ای
    • یک مرتبه
    • باشدت لحن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abruptly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "abruptly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه