ترجمه "abruptness" به فارسی

تندی, شدت, تیزجوابی بهترین ترجمه های "abruptness" به فارسی هستند.

abruptness noun دستور زبان

The state of being abrupt or broken; craggedness; ruggedness; steepness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندی

    Now he said with snarling abruptness: I may have to wait some time.

    در اینجا با خشونت و تندی گفت: شاید ناچار شوم مدتی منتظر بمانم.

  • شدت

    I turned the heater on the warmer weather had come to an abrupt end

    بخاری را روشن کردم هوای گرم با آخرین شدت ممکن به داخل پیچید؛

  • تیزجوابی

  • ترجمه های کمتر

    • حاضرجوابی
    • شدت لحن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abruptness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abruptness" با ترجمه به فارسی

  • (زمین شناسی) پرتگاه مانند · آنی · بریده · بسیار سراشیب · بلامقدمه · بی تشریفات · بی خبر · تند · تند (شیب) · حاضر جواب · خارج از نزاکت · خشن · خشن گفتار · درهم و برهم · زننده · شدیداللحن · غیرمنتظره · ناغافل · نامربوط · ناگهان · ناگهانی · پرتگاه مانند · پرشیب · گستاخ در سخن
  • دکولمان جفت
  • (پزشکی) جدا شدن ناگهانی جفت جنین از زهدان · انتزاع · بریدگی · جدایی پیش رس جفت · قطع ناگهانی
  • (زمین شناسی) پرتگاه مانند · آنی · بریده · بسیار سراشیب · بلامقدمه · بی تشریفات · بی خبر · تند · تند (شیب) · حاضر جواب · خارج از نزاکت · خشن · خشن گفتار · درهم و برهم · زننده · شدیداللحن · غیرمنتظره · ناغافل · نامربوط · ناگهان · ناگهانی · پرتگاه مانند · پرشیب · گستاخ در سخن
  • (زمین شناسی) پرتگاه مانند · آنی · بریده · بسیار سراشیب · بلامقدمه · بی تشریفات · بی خبر · تند · تند (شیب) · حاضر جواب · خارج از نزاکت · خشن · خشن گفتار · درهم و برهم · زننده · شدیداللحن · غیرمنتظره · ناغافل · نامربوط · ناگهان · ناگهانی · پرتگاه مانند · پرشیب · گستاخ در سخن
اضافه کردن

ترجمه های "abruptness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه