ترجمه "abruption" به فارسی

قطع ناگهانی, انتزاع, بریدگی بهترین ترجمه های "abruption" به فارسی هستند.

abruption noun دستور زبان

A sudden breaking off; a sudden termination; a violent separation of bodies. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قطع ناگهانی

    noun
  • انتزاع

  • بریدگی

  • ترجمه های کمتر

    • (پزشکی) جدا شدن ناگهانی جفت جنین از زهدان
    • جدایی پیش رس جفت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abruption " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abruption" با ترجمه به فارسی

  • (زمین شناسی) پرتگاه مانند · آنی · بریده · بسیار سراشیب · بلامقدمه · بی تشریفات · بی خبر · تند · تند (شیب) · حاضر جواب · خارج از نزاکت · خشن · خشن گفتار · درهم و برهم · زننده · شدیداللحن · غیرمنتظره · ناغافل · نامربوط · ناگهان · ناگهانی · پرتگاه مانند · پرشیب · گستاخ در سخن
  • دکولمان جفت
  • تندی · تیزجوابی · حاضرجوابی · شدت · شدت لحن
  • (زمین شناسی) پرتگاه مانند · آنی · بریده · بسیار سراشیب · بلامقدمه · بی تشریفات · بی خبر · تند · تند (شیب) · حاضر جواب · خارج از نزاکت · خشن · خشن گفتار · درهم و برهم · زننده · شدیداللحن · غیرمنتظره · ناغافل · نامربوط · ناگهان · ناگهانی · پرتگاه مانند · پرشیب · گستاخ در سخن
  • (زمین شناسی) پرتگاه مانند · آنی · بریده · بسیار سراشیب · بلامقدمه · بی تشریفات · بی خبر · تند · تند (شیب) · حاضر جواب · خارج از نزاکت · خشن · خشن گفتار · درهم و برهم · زننده · شدیداللحن · غیرمنتظره · ناغافل · نامربوط · ناگهان · ناگهانی · پرتگاه مانند · پرشیب · گستاخ در سخن
اضافه کردن

ترجمه های "abruption" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه