ترجمه "abridge" به فارسی

خلاصه کردن, مختصر کردن, کوتاه کردن بهترین ترجمه های "abridge" به فارسی هستند.

abridge verb دستور زبان

(transitive) To make shorter; to shorten in duration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلاصه کردن

  • مختصر کردن

    verb
  • کوتاه کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • (از قدرت یا اعتبار ) کاستن
    • به اختصار بیان کردن
    • به صورت فشرده در آوردن
    • بهم فشردن
    • تلخیص کردن
    • محدود کردن
    • محروم کردن
    • کم کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abridge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abridge" با ترجمه به فارسی

  • اجمال · اختصار · تعلیق یا تحدید حقوق · تلخیص · خلاصه · مجمل · محدودیت · موجز و مختصر کردن · کاهش طول · کتاب فشرده شده · کتاب مختصر شده · کوتاه سازی · کوته وار سازی · کوته واره
  • خلاصه حسابها
  • اختصار · خلاصه · خلاصه، اختصار · مجمل · کوتاهی
  • خلاصه ترازنامه،ترازنامه خلاصه شده
  • خلاصه شده · مختصر
  • اختصار · خلاصه · خلاصه، اختصار · مجمل · کوتاهی
اضافه کردن

ترجمه های "abridge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه