ترجمه "abuse" به فارسی

دشنام, توهین, بد رفتاری بهترین ترجمه های "abuse" به فارسی هستند.

abuse verb noun دستور زبان

(transitive) To put to a wrong use; to misapply; to use improperly; to misuse; to use for a wrong purpose or end; to pervert; as, to abuse one's authority. [from early 15th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دشنام

    noun

    insulting speech

    Everyone was crowding round Luzhin with threats and shouts of abuse.

    همه لوژین را با داد و فریاد تهدید و دشنام احاطه کرده بودند.

  • توهین

    noun
  • بد رفتاری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بد رفتاری کردن
    • فحش
    • ناسزا
    • خشونت
    • تعدی
    • اجحاف
    • تهمت
    • اهانت
    • هتاکی
    • رنجاندن
    • آسیب رساندن
    • اجحاف کردن
    • بد دهنی
    • بد دهنی کردن
    • بدکار کردن
    • بی عدالتی
    • تجاوز به حقوق کسی
    • تعدی کردن
    • خشونت کردن
    • دشنام دادن
    • دشنام گفتن
    • سنت غلط
    • سو استفاده
    • سوء استفاده
    • سواستفاده کردن
    • ضایع کردن
    • عادت یا رسم بد
    • فحاشی کردن به
    • فحش دادن
    • فریاد زدن
    • ناسزا گفتن
    • چنگ زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abuse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Abuse
+ اضافه کردن

"Abuse" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Abuse در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "abuse" با ترجمه به فارسی

  • مورد تجاوز قرار گرفته · مورد سوء استفاده قرار گرفته
  • بدزبان · دشنام دهنده · ضایع کننده · فحاش
  • سوء مصرف مواد
  • سوء استفاده جنسی از کودکان
  • گزارش تخلف
  • کودکآزاری
  • اجحاف آمیز · بد دهن · بد رفتار · بد زبان · تند · زبان دراز · سو استفاده آمیز · فحاش · فحش آمیز
  • سوء استفاده جنسی
اضافه کردن

ترجمه های "abuse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه