ترجمه "abusive" به فارسی
تند, فحاش, اجحاف آمیز بهترین ترجمه های "abusive" به فارسی هستند.
abusive
adjective
دستور زبان
Wrongly used; perverted; misapplied. [..]
-
تند
adjective adverbToday, however, families are breaking apart, and the relationship between man and woman is often abusive or governed by selfishness.
اما امروزه، خانوادههای بسیاری از هم پاشیده شدهاند، غالباً رابطهٔ بین زن و شوهرها تند و خشونتآمیز شده است یا خودخواهی میانشان حکمفرما است.
-
فحاش
-
اجحاف آمیز
-
ترجمه های کمتر
- بد دهن
- بد رفتار
- بد زبان
- زبان دراز
- سو استفاده آمیز
- فحش آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abusive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abusive" با ترجمه به فارسی
-
مورد تجاوز قرار گرفته · مورد سوء استفاده قرار گرفته
-
بدزبان · دشنام دهنده · ضایع کننده · فحاش
-
آسیب رساندن · اجحاف · اجحاف کردن · اهانت · بد دهنی · بد دهنی کردن · بد رفتاری · بد رفتاری کردن · بدکار کردن · بی عدالتی · تجاوز به حقوق کسی · تعدی · تعدی کردن · تهمت · توهین · خشونت · خشونت کردن · دشنام · دشنام دادن · دشنام گفتن · رنجاندن · سنت غلط · سو استفاده · سوء استفاده · سواستفاده کردن · ضایع کردن · عادت یا رسم بد · فحاشی کردن به · فحش · فحش دادن · فریاد زدن · ناسزا · ناسزا گفتن · هتاکی · چنگ زدن
-
سوء مصرف مواد
-
سوء استفاده جنسی از کودکان
-
گزارش تخلف
-
کودکآزاری
-
سوء استفاده جنسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن