ترجمه "abused" به فارسی

مورد تجاوز قرار گرفته, مورد سوء استفاده قرار گرفته بهترین ترجمه های "abused" به فارسی هستند.

abused adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of abuse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورد تجاوز قرار گرفته

  • مورد سوء استفاده قرار گرفته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abused " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abused" با ترجمه به فارسی

  • بدزبان · دشنام دهنده · ضایع کننده · فحاش
  • آسیب رساندن · اجحاف · اجحاف کردن · اهانت · بد دهنی · بد دهنی کردن · بد رفتاری · بد رفتاری کردن · بدکار کردن · بی عدالتی · تجاوز به حقوق کسی · تعدی · تعدی کردن · تهمت · توهین · خشونت · خشونت کردن · دشنام · دشنام دادن · دشنام گفتن · رنجاندن · سنت غلط · سو استفاده · سوء استفاده · سواستفاده کردن · ضایع کردن · عادت یا رسم بد · فحاشی کردن به · فحش · فحش دادن · فریاد زدن · ناسزا · ناسزا گفتن · هتاکی · چنگ زدن
  • سوء مصرف مواد
  • سوء استفاده جنسی از کودکان
  • گزارش تخلف
  • کودکآزاری
  • اجحاف آمیز · بد دهن · بد رفتار · بد زبان · تند · زبان دراز · سو استفاده آمیز · فحاش · فحش آمیز
  • سوء استفاده جنسی
اضافه کردن

ترجمه های "abused" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه