ترجمه "acceleration" به فارسی

شتاب, تعجیل, سرعت بهترین ترجمه های "acceleration" به فارسی هستند.

acceleration noun دستور زبان

(uncountable) The act of accelerating, or the state of being accelerated; increase of motion or action; as opposed to retardation or deceleration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شتاب

    (physics) [..]

    We have to accelerate on a continuous basis.

    ما باید شتاب خود را بر يك مبناي دائمي بيشتر كنيم.

  • تعجیل

    noun
  • سرعت

    noun

    He floored the accelerator and the Willys crept up to sixty.

    پدال گاز را تا ته فشار داد و سرعت جیپ ویلیز آنها به ۶۰ مایل درساعت رسید.

  • ترجمه های کمتر

    • تسریع
    • بالاروی
    • تشدید
    • تندی
    • سرعت گیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " acceleration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "acceleration" با ترجمه به فارسی

  • (اتومبیل) گاز دادن · افزایش یافتن · بالا رفتن · بر سرعت افزودن · تسریع کردن · تشدید کردن · تند شدن · تند کردن · تندتر رفتن · تندتر شدن · جلو انداختن · سرعت بخشیدن · سریع شدن · شتاباندن · شتابیدن · شتافتن · شدت یافتن · وقوع چیزی راتسریع کردن
  • (قدیمی - شیمی) کاتالیزور · تسریع کننده · شتاباننده · شتابنده
  • انگیزه برای افزایش سرمایه گذاری جدید · انگیزه برای افزایش سرمایه گذاریهای جدید در زمانی که تقاضای افزون بر ظرفیت موجود ، فشار می آورد.
  • شتابدهنده ذرهای
  • دوره فشرده
  • برنامه فشرده
  • شتاب گرانشی
  • پاداش تسریعی پاداش افزایش تولید
اضافه کردن

ترجمه های "acceleration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه