ترجمه "accentuate" به فارسی
تأکید کردن, اهمیت دادن, تاکید کردن بهترین ترجمه های "accentuate" به فارسی هستند.
accentuate
verb
دستور زبان
(transitive) To pronounce with an accent or vocal stress. [..]
-
تأکید کردن
Verbto bring out distinctly
he added, accentuating the fact that he had waited.
هیپولیت جمله اخیر را به طور معنی داری تأکید کرد.
-
اهمیت دادن
verb -
تاکید کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- (اثر چیزی را) تشدید کردن
- با تکیه ادا کردن
- با فشار یا تاکید ادا کردن
- برجسته ساختن
- برجسته نمودن
- تاكيد كردن
- علامت تشدید را گذاشتن
- مشخص تر ساختن
- مشدد کردن
- مورد تاکید قرار دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accentuate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "accentuate" با ترجمه به فارسی
-
بکاربردن ایین تکیه صدا · تاکید · صدا · پستی وبلندی صدا
-
(شعر) هجایی · برابر تکیه ی صدا · تاکیدی · دارای فشار هجا · لهجه ی تکیه دار · موکد
-
بدانسان که تکیه صدارانشان دهد · مطابق تکیه صدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن