ترجمه "accentuation" به فارسی
صدا, تاکید, بکاربردن ایین تکیه صدا بهترین ترجمه های "accentuation" به فارسی هستند.
accentuation
noun
دستور زبان
Act of accentuating; applications of accent. [..]
-
صدا
noun -
تاکید
accentuated with foods that they can carry into the fields.
با تاکید بیشتر بر غذاهایی که می توانند به کشتزارها حمل کنند
-
بکاربردن ایین تکیه صدا
-
پستی وبلندی صدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accentuation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "accentuation" با ترجمه به فارسی
-
(اثر چیزی را) تشدید کردن · اهمیت دادن · با تکیه ادا کردن · با فشار یا تاکید ادا کردن · برجسته ساختن · برجسته نمودن · تأکید کردن · تاكيد كردن · تاکید کردن · علامت تشدید را گذاشتن · مشخص تر ساختن · مشدد کردن · مورد تاکید قرار دادن
-
(شعر) هجایی · برابر تکیه ی صدا · تاکیدی · دارای فشار هجا · لهجه ی تکیه دار · موکد
-
بدانسان که تکیه صدارانشان دهد · مطابق تکیه صدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن