ترجمه "accept" به فارسی

پذیرفتن, قبول کردن, پذیرش بهترین ترجمه های "accept" به فارسی هستند.

accept adjective Verb verb دستور زبان

(transitive) To receive, especially with a consent, with favour or with approval. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پذیرفتن

    verb

    to receive with consent

    This level establishes a closer relationship with the Savior—the fruit of our accepting the first invitation.

    این سطح یک رابطۀ نزدیکی را با ناجی برقرار می سازد–ثمرۀ پذیرفتن اولّین دعوت.

  • قبول کردن

    verb

    to receive with consent

    I had to accept that, too, so I could keep everyone else alive.

    اون رو هم بايد قبول ميکردم تا بتونم بقيه رو زنده نگه دارم.

  • پذیرش

    noun

    A UI element the user presses to agree to an incoming file transfer, invitation, audio/video call, or application sharing.

    And you can make more thoughtful decisions about accepting it.

    و شما میتونید تصمیم اندیشمندانه تری درباره پذیرش اون بگیرید.

  • ترجمه های کمتر

    • اذعان کردن
    • باور داشتن
    • به عهده گرفتن
    • تصدیق کردن
    • توافق کردن
    • رضایت دادن
    • قبول داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " accept " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Accept
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پذیرفتن

    verb

    Accepting the truce may be our best course of action.

    پذیرفتن آتش بس شاید بهترین کاری که میتونیم بکنیم باشه

  • باور كردن

  • قبول كردن

    It was really stupid to accept this at all.

    قبول كردن اين وصلت از روز اولش ، يه حماقت بود.

ACCEPT
+ اضافه کردن

"ACCEPT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ACCEPT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "accept" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "accept" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه