ترجمه "accouterments" به فارسی
لباس, تجهیزات بهترین ترجمه های "accouterments" به فارسی هستند.
accouterments
noun
دستور زبان
Dress; trappings; equipment; specifically, the devices and equipments worn by soldiers. [..]
-
لباس
nounto carry the black mourning accouterments of a Requiem was to tempt fate.
همراه داشتن لباس سیاه سوگواری را بدشگون میدانست.
-
تجهیزات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accouterments " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "accouterments" با ترجمه به فارسی
-
(جمع) لباس و وسائل شخصی · آماده سازی · تجهیزات سرباز (به جز لباس و سلاح) · مجهزسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن