ترجمه "acculturation" به فارسی

فرهنگپذیری, فرهیختگی, فرهیزش بهترین ترجمه های "acculturation" به فارسی هستند.

acculturation noun دستور زبان

A process by which the culture of an isolated society changes on contact with a different one [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرهنگپذیری

    process of cultural and psychological change

  • فرهیختگی

  • فرهیزش

  • ترجمه های کمتر

    • (امریکا)
    • اثر متقابل فرهنگ ها (به ویژه اگر دارای تماس نزدیک باشند)
    • جذب و پذیرش فرهنگ بخصوص
    • فرهنگ پذیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " acculturation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "acculturation" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا) فرهنگی را پذیرفتن · فرهنگ پذیرفتن · فرهنگ پذیری کردن · فرهنگی را جذب کردن
اضافه کردن

ترجمه های "acculturation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه