ترجمه "accumbent" به فارسی
خوابیده, (گیاه شناسی) سوار یا خوابیده روی چیزی (بیشتر در مورد برخی لپه داران مثل لوبیا گفته می شود), دراز کشیده بهترین ترجمه های "accumbent" به فارسی هستند.
accumbent
adjective
noun
دستور زبان
Leaning or reclining, as the ancients did at their meals. [..]
-
خوابیده
-
(گیاه شناسی) سوار یا خوابیده روی چیزی (بیشتر در مورد برخی لپه داران مثل لوبیا گفته می شود)
-
دراز کشیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accumbent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "accumbent" با ترجمه به فارسی
-
تکیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن