ترجمه "achiever" به فارسی
پیروزی, ازپیش برنده, انجام دهنده بهترین ترجمه های "achiever" به فارسی هستند.
achiever
noun
دستور زبان
One who achieves; a winner. [..]
-
پیروزی
nounits probably the worlds most unsung major scientific achievement.
احتمالاً این بزرگترین پیروزی علمی اعلام نشده در دنیا است.
-
ازپیش برنده
-
انجام دهنده
-
برنده بازی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " achiever " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "achiever" با ترجمه به فارسی
-
تحقق · حصول · دست آورد · دست یابی · دستیابی · موفقیت · نیل · پیشرفت · کامیابی · کمال
-
آزمون پیشرفت
-
آزمون موفقیت و کامیابی، آزمایش پیشرفت
-
موفقیت شغلی
-
دستاورد · موفقیت
-
نیاز به کسب موفقیت
-
حاصل شدن · دست یافته · رسیده شده · میسر شدن
-
)سپ( یراتخمدوخ هب ندیسر همانرب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن