ترجمه "achieved" به فارسی
حاصل شدن, دست یافته, رسیده شده بهترین ترجمه های "achieved" به فارسی هستند.
achieved
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of achieve. [..]
-
حاصل شدن
-
دست یافته
Your morality blinds you from understanding what I have achieved.
پایبندی تو به اخلاقیات نمیزاره ببینی من به چه جایگاه رفیعی دست یافته ام
-
رسیده شده
-
میسر شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " achieved " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "achieved" با ترجمه به فارسی
-
تحقق · حصول · دست آورد · دست یابی · دستیابی · موفقیت · نیل · پیشرفت · کامیابی · کمال
-
آزمون پیشرفت
-
آزمون موفقیت و کامیابی، آزمایش پیشرفت
-
موفقیت شغلی
-
دستاورد · موفقیت
-
نیاز به کسب موفقیت
-
ازپیش برنده · انجام دهنده · برنده بازی · پیروزی
-
)سپ( یراتخمدوخ هب ندیسر همانرب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن