ترجمه "achieve" به فارسی
انجام دادن, رسیدن, دست یافتن بهترین ترجمه های "achieve" به فارسی هستند.
To carry on to a final close; to bring out into a perfected state; to accomplish; to perform; -- as, to achieve a feat, an exploit, an enterprise. [..]
-
انجام دادن
verbResist the temptation to seek the expedient way to achieve your goals or accomplish your tasks. Be patient and do each thing well.
در برابر اغوای انجام دادن کارهای نادرست تحت عنوان مـصلحتانـدیشی مقاومت کنید. صبور و شکیبا باشید.
-
رسیدن
verbIt had taken eighteen months to achieve this.
برای رسیدن به این مرحله، هیجده ماه وقت صرف شه بود.
-
دست یافتن
verbYou have called it 'achieving the impossible,' she interpolated.
روت به میان حرفش دوید و گفت به خودش نامش را گذاشتهای دست یافتن به غیرممکن
-
ترجمه های کمتر
- ندیسر
- از پیش بردن
- بانجام رساندن
- به اتمام رساندن
- به انجام رساندن
- به انجام رسانیدن
- به دست آوردن
- به نتیجه رسیدن
- به هدف رسیدن
- تحصیل کردن
- توفیق یافتن
- رسیدن به
- صورت گرفتن
- موفق شدن
- نائل شدن
- کامیاب شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " achieve " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "achieve" با ترجمه به فارسی
-
تحقق · حصول · دست آورد · دست یابی · دستیابی · موفقیت · نیل · پیشرفت · کامیابی · کمال
-
آزمون پیشرفت
-
آزمون موفقیت و کامیابی، آزمایش پیشرفت
-
موفقیت شغلی
-
دستاورد · موفقیت
-
نیاز به کسب موفقیت
-
حاصل شدن · دست یافته · رسیده شده · میسر شدن
-
ازپیش برنده · انجام دهنده · برنده بازی · پیروزی