ترجمه "achievable" به فارسی
یاقتنی, شدنی, انجام پذیر بهترین ترجمه های "achievable" به فارسی هستند.
achievable
adjective
دستور زبان
Capable of being achieved, which either means possible or probable. [..]
-
یاقتنی
-
شدنی
adjective -
انجام پذیر
-
ترجمه های کمتر
- بدست اوردنی
- قابل حصول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " achievable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "achievable" با ترجمه به فارسی
-
تحقق · حصول · دست آورد · دست یابی · دستیابی · موفقیت · نیل · پیشرفت · کامیابی · کمال
-
آزمون پیشرفت
-
آزمون موفقیت و کامیابی، آزمایش پیشرفت
-
موفقیت شغلی
-
دستاورد · موفقیت
-
نیاز به کسب موفقیت
-
حاصل شدن · دست یافته · رسیده شده · میسر شدن
-
ازپیش برنده · انجام دهنده · برنده بازی · پیروزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن